آغاز راهی دیگر
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

پریشب رفتم و گچ پامو باز کردم ولی همچنان نمیتونم درست راه برم ... فکر میکنم درست جوش نخورده و مامان اینا اصرار دارن که علاوه بر شکستگی، دررفتگی هم داره ...

ان شاله فردا میرم پیش یه دکتر دیگه تا ببینم نظر اون چیه ...

دیشب سر نماز یدفعه زدم زیر گریه ... یه آن فکر کردم اگه  دیگه خوب نشم چی؟! اگه تا آخر عمرم لنگ بزنم چی؟! اگه دیگه نتونم بدوام چی؟!

بعد اشکام گوله گوله میریخت رو صورتم ...

دیشب خواهر همسر زنگ زده بود حالمو بپرسه!!!!! وسط حرفهاش میگه این طرفها نمیاین؟! همه میپرسن اینا چرا نمیان؟ مشکلی پیش اومده که نمیان ... مردم نمیدونن که شما پاتون شکسته !!!!!! سعی کنین هر چه زودتر یه سر بیاین این طرفها !!!!!!!!

دلم میخواست اون لحظه بگم: میگن که میگن .. مردم حرف مفت زیاد میزنن ولی نتونستم بگم و فقط خندیدم و گفتم ان شاله در اولین فرصت میایم ، دیگه اتفاقیه که افتاده !!!!!!!!!

برادر همسر اصرار داره آخر هفته بریم ته**ران پیش اون ... خانومش و پسرش رفتن دیارشون سفر تابستونی و تنهاست ...

اما فعلاً آسمون خونه ابریه و دوست ندارم به همین راحتی کوتاه بیام ...

برای همه مریض ها دعا کنین ، برای خوب شدن پای منم همینطور ...

خدانوشت: خدایا همه مریض ها رو شفای عاجل عنایت کن ... یه لطف و عنایت خاص هم نسبت به من ... ممنونم خدا ...

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/٥ ] [ ٥:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ]

چقدر جو.خونه سنگین و دلگیره وقتی آسمون و هوای خونه ابریه .....

دلم بدجور گرفته اما این فضا فعلا لازمه .....

آخر هفته خوب و شادی داشته باشید در کنار هم ....

[ جمعه ۱۳٩٤/٥/٢ ] [ ٥:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ]

 

ای خدا دلگیرم ازت .....

           ای زندگی سیرم ازت .....

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳۱ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ]
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٥ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ]
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٢ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ]
[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٢٠ ] [ ۸:٠٢ ‎ق.ظ ] [ ]
[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ]
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/۳/٢۸ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"--------------------------- من سارا 33 ساله هستم ... در نقش یک دختر و همسر و کارمند ... بعد از کلی بالا و پائین شدن : 25 اردیبهشت 93 ساعت 10 شب : مراسم بله برون و نامزدی ... 17 مهر 93 ساعت 12 ظهر به عقد هم در اومدیم ... حالا هم در روزهای ترش و شیرین عقد بسر میبریم و لحظه شماری میکنیم برای روزهای پیش رو ... در تدارک کارهای خونه دو نفره مون با امید و توکل بخدای مهربون ... ما ایمان داریم به لطف و موهیت بی کران خداوندی پس غمی نیست تا "او" هست ... ----------------------------------------------------- 12 فروردین سال 1394 جشن عروسیمون به بهترین شکل ممکن برگزار شد و حالا زیر یه سقف شروع میکنیم روزهای قشنگ دونفره مونو .... شکرت خدایا ....
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed

کد جاوا