آغاز راهی دیگر
 
نويسندگان

این روزا حس و حال خاصی داره ... محرم و عزاداریهاش ... تو شهر ما هم مثل تمام شهرای دیگه یه شور دیگه ای داره ... همیشه دوست داشتم برای مراسم ها با همسرم برم ولی امسال هم بخاطر شرایط کاری همسری که باید تو شرکت باشه و یه جورایی حتی روزای تعطیل هم تا 6 عصر سرکار هستن امکانش نیست ولی امیدوارم روز تاسوعا و عاشورا این فرصت با هم بودنو داشته باشیم ...

چهارشنبه شب با همسری رفتیم حرم برای نماز و زیارت و عجیب چسبید ... بعد از اون همه فشار و استرسی که تو هفته قبلش داشتیم می طلبید رفتن به یه جای معنوی ... بعدشم یه شب خوب کنار همکار و خانوم  همسری که تو شهر ما غریب هستن ... یه جمع دوستانه خوب ...

خانواده همسری اصرار داشتن تعطیلات هفته آینده رو بریم و دور هم باشیم ولی من دلم راضی نیست بخاطر دهه اول محرم و از طرفی هم شرایط کارمون فعلاً این اجازه رو نمیده ... اما دوست دارم بزودی زود بریم دیدن خانوادش ...

حرف خاصی نیست ... فقط خواستم تو این روزا هم پستی داشته باشیم ... میون عزادریهاتون برای ما هم دعا کنید ... بیادتون هستم ... عزادریهاتون قبول ان شاله ...

 

خدا نوشت : ممنونم خدا برای تما داده ها و نداده هات ... شکرت ...

[ جمعه ۱۳٩۳/۸/٩ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ ]

نمی دونم حکمت کارها و امتحانات خداوندی چیه ولی یقین دارم که خیری توش هست ...

شاید نتونم اینجا بیانش کنم چون دلم میخواد اینجا پر از شادی ها و خوشی ها باشه ولی میشه برامون دعا کنین ....

برای مایی که تو شروع راهیم ....

برای مایی که تازه قدم تو راه زندگی مشترکی گذاشتیم ...

میشه دعا کنید ....

همین قدر بگم که هنوز تو شوک این خبر غیرمنتظره هستیم و هر دو حال روحی بدی داریم اما توکلمون بخداست ... خدایی که خدائیشو در حقمون تموم کرده ...

خدائی که قادر و رحمان مطلق هستش ... خدائی که حضورشو تو لحظه لحظه روزهامون حس کردیم ...

تو این روزای عزیز به یاد ما هم تو دعاها و نمازهاتون باشین ...

خدایا تنها امیدمون به خودته برای مایی که یه راه سخت و پر فراز و نشیبو شروع کردیم و جز خودت کمکی نیست .... شکرت خدایا ....

*** از همتون ممنونم ... من اصولآً حرفامو مخصوصا ًبعد از دونفره شدنمون تو دنیای واقعی نمیگم یا خیلی خیلی کم در موردش با کسی صحبت میکنم و این یه قانون بوده از روز اول نامزدیمون تو رابطمون با همسری .... ممنونم ازتون با همراهیا و حرفاتون ... از گلی مهربونم که با پیام هاش همیشه بهم آرامش میده ... از الهه و زهرا و نفیس عزیزم ... از آمارین گلم و همه دوستانی که با حرفاشون بهم امید دادن و توکلم صدچندان شد ... خدا رو شکر به لطف خدای مهربونمون که همیشه دست پر از لطف و بخشش همه جا کنارمونه ، اون مسئله تقریاباً حل شد و اینطور میتونم بگم که خیرش تو این بود که خدا برامون یه شرایط بهتر ایجاد کنه تا واقعاً خوان کرمشو برامون گسترده تر از قبل پهن کنه ... تو این مدت فقط خدا رو شکر میکردم و میگفتم خدایا توئی تنها امیدمون ... خدایا به امید تو نه به امید خلق تو ... از دیروز ظهر که همسری بهم خبرشو داد از خوشحالی فقط اشکام میومد پائین ... دیشب هم به شکرانه این اتفاقات خوب رفتیم حرم ... خیلی خیلی زیارت معنوی و خوبی داشتیم و بیاد همتون بودم ... شاد باشین و امیدوارم به شادی هاتون جبران کنم ... شاد باشید و لذت ببرید از روزهای قشنگ پائیزی ...

خدایا شکرت .... آنکس که تو را دارد نه غم دارد و نه کم دارد ...برای دوستانم بهترین ها رو رقم بزن و با دستان پر سخاوت و پر مهر امام شهید این ایام دعاهاشونو مستجاب کن ...آمین ...قلب

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/۱ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/٢٩ ] [ ٧:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ]
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۸ ] [ ۸:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ]

ممنون میشم اگه یه سایت آپلود رایگان عکس برام معرفی کنین که فیلتر نشده باشه و نیازی به فیلتر شکن نداشته باشه ... منتظرم ... مرسی ....قلب

[ شنبه ۱۳٩۳/٧/٢٦ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ]
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٠ ] [ ۸:۱۱ ‎ق.ظ ] [ ]

 

این چالش به این صورت هست که:

1.یا به سوالات جواب میدین.

2.یا به موسسه خیریه محک کمک میکنید.(حتی با 1000تومان)

3.میتونید هم به سوالات جواب بدید و هم به موسسه محک کمک کنید.

و حالا سوالات:

1-وقتی تلفن همراهتون زنگ میخوره فکر میکنید کی هست و دوست دارید کی باشه؟

2-متن دوست داشتنی که توی باکس گوشیت هست را بنویس و بگو از کی هست؟

منم مثل خود بنفشه بانو گزینه سوم انتخاب میکنم .. هر چند همیشه یعی میکنم به این موسسه کمک کنم و جز اعضا همیارش هستم ...

جواب سوال 1 - دوست دارم عکس و اسم جناب نامزد خان باشه که تو بدترین شرایط هم دیدن تصویر و تماس و حتی پیامش منو مثل روزای اول به وجد میاره ... هنوزم مثل روزای اول آشنائی ذوق میکنم و هیجان زده میشم خجالت

جواب سوال 2- پیامکی که شب نامزدیمون از نامزد دارم که نوشته بود : امشب شب خاصیه برام با حس و حالی که تا حالا هیچ وقت نداشتم ... خوشحالم و هیجان زده و شاکر خداوند ...لبخندقلب

[ جمعه ۱۳٩۳/٧/۱۱ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ ]
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/۱٠ ] [ ۸:۳۱ ‎ق.ظ ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"--------------------------- گاه باید در تقدیر خداوند مانند کودکی نوپا بود که وقتی او را به هوا می اندازیم از ته دل قهقهه میزند ،چرا که اطمینان دارد دستانی که به او هیجان اوج را میدهد او را خواهد گرفت...
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed