آغاز راهی دیگر
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

اصلاً دوست ندارم تظاهر کنم خیلی خوبم ...البته زیاد هم بد نیستم فقط کلافه و بی حوصله ام ... خیلی زیاد ....

پای چپم از زیر قوزک پا شکسته و تو گچ هستش ... دست راستم ضرب دیده و تمام  بدنم کوفته و ورم کرده ست ...علتش هم بی احتیاطی خودم و سرامیک ها بودن...

دلم میخواست امسال ماه رمضانو تا جائی که کلیه ام باهام راهی میکرد روزه بگیرم ولی ظاهرآً قسمت نبود ...

یک هفته بود اداره نیومده بودم ... امروز اومدم ولی باز فکر کنم از فردا نیام ... حوصله هیچ جا و هیچ کس رو ندارم ... سکون و سکوت و آرامش میخوام ...

این چند روز خونه مامان اینا بودم چون همسر درگیر امتحانات بود و نمی خواستم مزاحمش باشم ...

4شبه شب هم بعد از افطاری خونه عمو با همسری اومدیم خونه خودمون ... یکم بهتر شدم ... انگار نفس کشیدن تو خونه خودمون و دو نفری بهم روحیه میده ...

دلم مسافرت میخواست که دیگه فعلآً نمیشه ...

کلی تماس بی پاسخ دارم و حوصله حتی پیام دادن بهشونو ندارم ... حس میکنم دنیا تنگ و کوچیکه و من دارم توش خفه و له میشم ...

دیشب داداش اینا و دو تا خواهر کوچیکا افطار مهمونمون بودن ... خواهر کوچیکه از صبح اومد همه چیزو شست و آماده کرد و برای شام هم جوجه آماده کردیم . آقایون بردن پشت بوم کباب کردن آوردن ...شب خوبی بود ولی من همچنان خوب نیستم ...

موقع افطار و سحر برای من هم دعا کنید ...

بیشتر از حال جسمیم برای روحیه داغونم ... فکر نمی کردم اینقدر بهم بریزم ...

خدا همه مریض ها رو شفا بده ...آمین ...

 

[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ]
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/۳/٢۸ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/۳/۱٢ ] [ ٦:٠٧ ‎ب.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٩ ] [ ٥:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٢ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٥ ] [ ٧:٠۸ ‎ق.ظ ] [ ]
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٦:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"--------------------------- من سارا 33 ساله هستم ... در نقش یک دختر و همسر و کارمند ... بعد از کلی بالا و پائین شدن : 25 اردیبهشت 93 ساعت 10 شب : مراسم بله برون و نامزدی ... 17 مهر 93 ساعت 12 ظهر به عقد هم در اومدیم ... حالا هم در روزهای ترش و شیرین عقد بسر میبریم و لحظه شماری میکنیم برای روزهای پیش رو ... در تدارک کارهای خونه دو نفره مون با امید و توکل بخدای مهربون ... ما ایمان داریم به لطف و موهیت بی کران خداوندی پس غمی نیست تا "او" هست ... ----------------------------------------------------- 12 فروردین سال 1394 جشن عروسیمون به بهترین شکل ممکن برگزار شد و حالا زیر یه سقف شروع میکنیم روزهای قشنگ دونفره مونو .... شکرت خدایا ....
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed

کد جاوا