آغاز راهی دیگر
 
نويسندگان
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٤/۳٠ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ]
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/٢٥ ] [ ٦:٥۸ ‎ق.ظ ] [ ]
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٤/٢٢ ] [ ٧:۳٧ ‎ق.ظ ] [ ]
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸ ] [ ٦:٤۳ ‎ق.ظ ] [ ]

ممنون میشم در این مورد اگه چیزی میدونید راهنمائیم کنید ...

ماشین لباسشوئی که ما انتخاب کردیم کندی هستش که پیشنهاد سهیلا دوستمه که میگه عالیه و اصلا قابل قیاس با ال جی و سامسونگ نیست ولی از دیروز خیلی مردد شدم ... نمیخوام بابت برند بوش الکی 4 تومن پول ماشین بدم ولی از طرفی ویرپول هم هست اما چیزیکه منو مردد کرده اینه که مدل های اروپائی و آمریکائی اصلاً گیربوکسی نیستن و این یعنی اینکه موقع خشک کردن صدا میدن !!!!!!!!!! اما این ویژگی خوبو دارن که سنسور وزن دارن !!!!!

اما مدل های آسیائی مثل سامسونگ و ال جی و ... گیربوکسی هستن ولی بدیش اینه که سنسور وزن ندارن !!!!!!! سهیلا میگفت شاید تو کوتاه مدت مثل 5سال اول بندهای آسیائی خیلی خبو باشن چون بی صدان ولی در بلند مدت فقط آمریکائی و اروپائی گزینه های خوبی هستن !!!!!!!

دوستانی که ماشینهاتون گیربوکسی نیست و اگه کندی دارین چه بهتر لطفاً بیاین بگین که نظرتون چیه؟ راضی هستین؟ صداش ناجوره؟پیشنهادتون چیه؟؟؟؟؟

البته من ماشین ظرفشوئی هم کندی 15نفره برداشتم ... در این خصوص هم اگه اطلاعاتی دارین ممنون میشم راهنمائیم کنین...

ممنونممممممممم از همه تون ...قلب

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱٥ ] [ ٥:٤۱ ‎ق.ظ ] [ ]
[ شنبه ۱۳٩۳/٤/۱٤ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ ]

الان شهر ما باید وضعیت بحران اعلام بشه ...ساعت 5:45 از خونه اومدم بیرون که ماشینو از پارکینگ دربیارم که دیدم اصلاً دید وجود نداره ... به چراغ های تیر برق نگاه کردم دیدم روشنه و زیر گرد و خاک نوری ازشون بیرون نمیاد ....تعجب

نگاهمو چرخوندم بسمت سر خیابون که دیدم یا خدا اصلاً مشخص نیست ... همون لحظه یاد جناب نامزد افتادم تو اون محدوده جغرافیایی که روزای عادیشم پر از گرد و غباره چه برسه به امروز و دلم گرفت !!!!!!ناراحت

باد هم میومد بدجور که به تشدید اوضاع کمک میکرد ... درو دو بار باز کردم بسته شد و بالاخره هم محکم باد کوبوندش به در عقب سمت راننده !!!!!! گفتم دیگه له شد ... رفتم پائین دیدم زه روی در به دادم رسیده و ضربه رو گرفته ولی باز یه خط کوچیک افتاده بود ...

دیگه با نام خدا حرکت کردم و دیدم نمیشه بدون چراغ و نور جلوتو دید ... چراغهامو روشن کردم و شیشه هارو دادم بالا و کولرو روشن کردم ... بعدم زنگ زدم به خواهرم که بره درهای بهارخواب و پنجره آشپزخونه ها رو ببنده ...الانم همچنان همونطوره و هر لحظه شدت گرد و خاک بیشتر میشه ولی کیه که رسیدگی کنه!!!!!!!! فکر کنم الان همه سران خواب باشن و هنوز متوجه نشدن چه خبره .. از یک ساعت پیش هم گلوم شروع به سوزش کرده و میدونم عفونت میکنه !!!!!!!!!سوال

تنها چیزی که اهمیت نداره جون آدمهاست ... متاسفانه ....

دوست داشتم عکسی رو که از پنجره اتاقم گرفتم بزارم اینجا ولی هر کاری میکنم آپلود میشه ولی نشون نمیده !!!!!!

خدا نوشت: خدایا خودت مراقب همه مون باش ...

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٤/۱٢ ] [ ٦:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ]
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۱ ] [ ٥:۱٥ ‎ق.ظ ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"--------------------------- گاه باید در تقدیر خداوند مانند کودکی نوپا بود که وقتی او را به هوا می اندازیم از ته دل قهقهه میزند ،چرا که اطمینان دارد دستانی که به او هیجان اوج را میدهد او را خواهد گرفت...
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed