آغاز راهی دیگر
 
نويسندگان

این روزا اصلاً متوجه نمیشم شب و روز چطور پشت سر هم میان و میرن .. البته تا باشه آدمی به خوشی درگیر باشه ...

خیلی دوست دارم این روزا و روزانه هام ثبت بشن ولی اینقدر شلوغه که گاهی نمیسرم حتی وارد نت بشم ...

این هفته تایم رست همسری بود ولی تصمیم گرفتیم که نره دیارشون و بمونیم تکلیف خونه مشخص کنیم ... در نهایت بعد از کلی گشت و گزار و دیدن خونه ها و واحدهای مختلف به این نتیجه رسیدیم که بریم رهن و دست به آپارتمانمون نزنیم تا بشه ظرف چند ماه آینده به قیمت فروخت یا خودمون بریم داخلش (فعلآً انشعاباتش نیومده) هیچ کدوم از واحدهایی که دیدیم به کیفیت و قشنگی واحد خودمون نبود ... توکل بخدا ... از اونروز که این تصمیم گرفتیم سردردهای عصبی منم تموم شد بس که تحت فشار بودم از  لحاظ فکری ....

چند روزی هم تو محله های چوب فروشی شهرمون با همسری گشتی زدیم و بالاخره پریشب مبل ها و میز تی وی اوکی و خریداری شد ولی قرار شد دو ماه بعد که خونمون ان شاله قطعی شد برامون بیارن  ... یه پیشنهاد هم برای دوستانم و اونم اینکه اگه دنبال خرید ست چوب هستین چه برای خودتون و چه جهیزیه الان واقعاً وقتشه .. مثلاً ست راحتی کلاسیک هایی که دوماه پیش بود 5/5 الان میشه با 4/5 خرید ... چون بخاطر ایام محرم و صفر فروشنده ها زا سودهاشون زدن و حاضرن با سود کم رد کنن جنس هاشونو بره ....

ان شاله اگه بشه امشب هم میریم دنبال فرش و سرویس طلا تا ببینیم اوضاع در چه حاله ...

من ذاتاً آدم زیاده خواه و سخت گیری نیستم و خدا رو شکر همیشه همه چی با لطف خدا اوکی میشه .... برای چوب و بقیه چیزها هم سخت نگرفتم و همه چیز به بهترین شکل ممکن مهیا شد ...

روزهای خوبی رو با همسری در کنار هم میگذرونیم ... منم سعی کردم کلاسهامو تا حد ممکن این هفته کنسل کنم که بیشتر پی شهم باشیم ...

راستی استخر هم میرم و مربی خصوصی گرفتیم دو نفره با همکارم .. من از روز اول عمیق رفتم ولی همکارم هنوز جرات نمیکنه بیاد اون سمتی ... مربیم هم کلی ازم تعریف میکنه و میگه چون نترسی برای همینه زود راه افتادی ...نیشخند

یه پیشنهاد کاری خوب رو هم رد کردم ... مدیر مالی یکی از واحدهای زیرمجموعه ... حوصله ندارم تو شروع زندگیم همش درگیری و تنش و دغدغه برای خودم بتراشم ...

دلم مسافرت میخواد ولی اصلاً شرایطمون با همسری جور نیست ... وقتی همسری  تعطیله من بیزی هستم و وقتی من سرم خلوته و میشه مرخصی گرفت ایشون بیزی هستن ....چشمک داریم کم کم برنامه ریزی میکنیم برای رفتن به دیار همسری برای اواسط آذر ماه ان شاله ....

این روزا فقط از خدا میخوام خیلی زود بریم زیر سقف مشترک ... دوران شیرینه ولی سختی های خودشم داره ....

* از دیروز زمزمه هایی مبنی بر تعطیلی دو روزه یکشنبه و دوشنبه ادارت تو شهرمون میرسه و تقریباً قطعی شده ... بخاطر همون اجلاس و نشست مهم تو شهرمون که تو رسانه ها کلی در موردش حرف میزنن ...چشمک

 

خدا نوشت: میدونم حواست به همه چیز هست ... میدونی که فقط توکلم به خودته ... ما رو در پناه خودت حفظ کن ... به همه دوستان گلم شادی و سلامتی و دل خوش عنایت کن و عاقبت بخیری قسمت همه مون ... آمین ....

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۸ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ ]
[ دوشنبه ۱۳٩۳/۸/۱٩ ] [ ۸:٢٤ ‎ق.ظ ] [ ]
[ جمعه ۱۳٩۳/۸/٩ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ ]
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/۱ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/٢٩ ] [ ٧:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ]
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۸ ] [ ۸:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ]

ممنون میشم اگه یه سایت آپلود رایگان عکس برام معرفی کنین که فیلتر نشده باشه و نیازی به فیلتر شکن نداشته باشه ... منتظرم ... مرسی ....قلب

[ شنبه ۱۳٩۳/٧/٢٦ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ]
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٠ ] [ ۸:۱۱ ‎ق.ظ ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"--------------------------- گاه باید در تقدیر خداوند مانند کودکی نوپا بود که وقتی او را به هوا می اندازیم از ته دل قهقهه میزند ،چرا که اطمینان دارد دستانی که به او هیجان اوج را میدهد او را خواهد گرفت...
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed