متنی زیبا ...

شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان ، سیری ام را وزن کنم ...

ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب شکم فقرا را سیر کنیم نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آنها را درک نماییم ....

آری هزاران بار افسوس که دیریست وامانده ایم در ظاهر دین و دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف "ض" در کلمه " و لا الضالین " ....

/ 3 نظر / 53 بازدید
rainsao

با سلام همه که یادداشت خصوصی بود!! پس وبلاگ چرا؟ #دفترچه خاطرات

mino

سلام مونیکای زیبا من همیشه مطالب زیباتو می خونم بعدش چندتا اشکم میریزم اکثر مواقع تو اداره می خونم و به بودن هم وطن هایی مثل شما افتخار میکنم شاید شماهایی که از ایران رفتید درکتون از مثایل اینجا بهتر بوده خیلی زیبا نوشتی دختر اریایی ممنون کاش رمز تونو به منم میدادی تا مطالب بیشتری رو بحونم