خدایا ....

دیشب زن عموم بعد از 40 روز با کمک دستگاه و تجهیزات نفس کشیدن ، نفس آخرشو راحت کشید ...

دیشب خونشون شلوغ بود .... خیلی شلوغ .... همه جیغ میزدن و گریه میکردن .... من اما آروم فقط اشک میریختم .... همش تصویر زنی جلو چشمم بود که اولین دامن چین چینی رو برام دوخت ... اولین پیراهن یقه چین دارو واسم دوخت .... چقدر ذوق داشتم از پوشیدنشون .... چقدر اون موقع ازش تشکر کردم ....چقدر تو خوب بودی زن عموی خوبم ....

چقدر بد بود دیشب .... هنوز صدای گریه ها و شیون های دختر عموم تو گوشمه و گریه های دختر بیمارش که فقط مادرشو میخواست و خون به دل همه کرده بود با ناله هاش ...

خدایا شکرت .... خدایا حکمتتو شکر ....خدایا بزرگیتو شکر ....

/ 6 نظر / 37 بازدید
الهه وهمسری

ای وای من خداصب بده به دختر عموهات خیلی وحشتناکه خیلی ایشالا که به آرامش برسن

بنفشه بانو

خدا رحمتشون كنه و به همتون صبر بده بهخصوص دختراش نبودن مادر واسه دختر فاجعه است

مریم

روحشون شاد و صبوری برای دختراش از خدا میخوام... سارا پس مراسمت عقب می افته؟

اطلسی

ای وای خدا رحمتش کنه صبر بده واقعا به بازماندگان

afsane

روحش شاد.....

زهرا

روحشون شاد خیلی غصه ام شد