یک روز کدر و خاکی و تیره ...

الان شهر ما باید وضعیت بحران اعلام بشه ...ساعت 5:45 از خونه اومدم بیرون که ماشینو از پارکینگ دربیارم که دیدم اصلاً دید وجود نداره ... به چراغ های تیر برق نگاه کردم دیدم روشنه و زیر گرد و خاک نوری ازشون بیرون نمیاد ....تعجب

نگاهمو چرخوندم بسمت سر خیابون که دیدم یا خدا اصلاً مشخص نیست ... همون لحظه یاد جناب نامزد افتادم تو اون محدوده جغرافیایی که روزای عادیشم پر از گرد و غباره چه برسه به امروز و دلم گرفت !!!!!!ناراحت

باد هم میومد بدجور که به تشدید اوضاع کمک میکرد ... درو دو بار باز کردم بسته شد و بالاخره هم محکم باد کوبوندش به در عقب سمت راننده !!!!!! گفتم دیگه له شد ... رفتم پائین دیدم زه روی در به دادم رسیده و ضربه رو گرفته ولی باز یه خط کوچیک افتاده بود ...

دیگه با نام خدا حرکت کردم و دیدم نمیشه بدون چراغ و نور جلوتو دید ... چراغهامو روشن کردم و شیشه هارو دادم بالا و کولرو روشن کردم ... بعدم زنگ زدم به خواهرم که بره درهای بهارخواب و پنجره آشپزخونه ها رو ببنده ...الانم همچنان همونطوره و هر لحظه شدت گرد و خاک بیشتر میشه ولی کیه که رسیدگی کنه!!!!!!!! فکر کنم الان همه سران خواب باشن و هنوز متوجه نشدن چه خبره .. از یک ساعت پیش هم گلوم شروع به سوزش کرده و میدونم عفونت میکنه !!!!!!!!!سوال

تنها چیزی که اهمیت نداره جون آدمهاست ... متاسفانه ....

دوست داشتم عکسی رو که از پنجره اتاقم گرفتم بزارم اینجا ولی هر کاری میکنم آپلود میشه ولی نشون نمیده !!!!!!

خدا نوشت: خدایا خودت مراقب همه مون باش ...

/ 3 نظر / 18 بازدید
بنفشه بانو

ديشب اخبار يه صحنه از شهرتون رو نشون داد سارا وااااااي چه قدر تيره و تاريك بود! واقعا پس كي بايد شرايط بحراني اعلام بشه؟!!!!! مواظب خودت باش سارا سارا به خاطر اون زحمتي كه برام كشيدي واقعا ازت ممنونمكاش بتونم جبران كنم [خجالت] واقعا لطف كردي دوستم[ماچ][بغل]

زهرای روزهای خوب پاییزی

روز دوشنبه هوای تهران هم افتضاح بود یعنی چشم چشمو نمیدید نمیدونم چرا اوضاع این جوریه؟بیچاره ریه های ما که از دود و گرد و غبار پره.خدا به دادمون برسه

ساحل

سلام میشه برا یادداشت از آشنایی تا .. به من رمز بدین؟