دخملی عزیز

هنوز باورم نمیشه ! تمام دیروز و دیشب یه لحظه هم تصویر دخملی عزیز از جلوی چشمم کنار نمیره . خیلی سنگینه این داغ ، خیلی....

دیشب تا صبح نتونستم بخوابم و هر بار که چشمام گرم میشد از فرط خستگی و فکر از خواب می پریدم و فقط حال الان و اون لجظاتش جلوی چشمم بود .

دوست خوبم با اینکه هیچ تصویر واقعی از هم نداریم و ارتباطمون در حد دنیای مجازی بود اما خدا میدونه از دیروز تا الان که شنیدم چه حالی دارم . ما رو در غم خودت شریک بدون و امیدوارم خداوند به شما و خانواده محترمت صبر عنایت کنه و روح پدرتون رو قرین رحمت خودش قرار بده .

بیایید برای شادی روح پدر مهربون دوست عزیزمون فاتحه ای هدیه کنیم .

/ 3 نظر / 15 بازدید
زهرا

سارا از دیروز بعازظهر که متوجه شدم همین حالی که تو داریو منم دارم......سردرد دارم......حالم خیلی بده....از خدا براشون صبر میخام.همین

روزانه های ما

چرا؟ باباش مریض بود؟چی شده؟ از کجا فهمیدین؟ خدا بهشون صبر بده....

زهرا

این جور که از بچه ها شنیدم ایست قلبی بوده.....منم با کامنت گذاشتن در ارتباط بودم باهاش.....ان شاالله بعدازظهر که کمی سرم خلوت شه براش می نویسم....نمی دونی سارا از دیروز تا حالا چه حالی ام